تجدیدنظر در امور حقوقی

در مقاله زیر درباره تجدیدنظر در امور حقوقی بحث خواهیم کرد. با موسسه حقوقی ثمین عدالت همراه باشید. معنای تجدید نظر در لغت دوباره نظر کردن در امری و یا مورد بررسی مجدد قرار دادن آن امر یا نوشته می باشد. در مفهوم اصطلاحی به معنای لغوی آن نیز توجه شده است و در حقیقت تجدید نظر دوباره قضاوت کردن امری است که بدواً مورد قضاوت قرار گرفته و به نوعی بازبینی اعمال دادگاه بدوی می باشد.

جهات تجدید نظر

در امور مدنی زمانی که شخصی خود یا به وسیله وکیل پایه یک دادگستری در دادگاه دعوایی را مطرح می نماید بعد از صدور حکم بدوی حق دارد نسبت به آن حکم اعتراش خود را اعلام نماید برای اعتراض تجدیدنظر جهاتی نیاز می باشد که این جهات عبارتند از:
• در مورد اعتبار نداشتن مستندات دادگاه.
• در خصوص نبودن شرایط قانونی شهادت شهود.
• قاضی به دلایل ابرازی نکرده باشد.
• در مورد عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صادر کننده رأی.
• در صورت مخالف بودن رأی با موازین شرعی یا مقررات قانونی.

تجدیدنظر در امور حقوقی
تجدیدنظر در امور حقوقی

آراء قابل تجدید نظر در امور مدنی

• احکام صادره ای که در دعاوی مالی خواسته یا ارزش آن از سه میلیون ریال متجاوز بوده باشد.
در صورتی که خواسته تصریح شده سه میلیون ریال بوده باشد و تا پایان اولین جلسۀ دادرسی خواهان و یا وکیل پایه یک دادگستری آنرا به بیش از سه میلیون ریال افزایش داده باشد حکمی که از ناحیه دادگاه صادره شده است قطعی محسوب نخواهد شد و قابل تجدید نظر می باشد.
هم چنین در صورتی که خواسته بیش از سه میلیون ریال بوده باشد و تا قبل از صدور حکم به سه میلیون ریال یا کمتر کاهش یافته باشد حکم صادره قطعی می باشد.
• تمامی احکامی که در دعاوی غیر مالی صادر می گردند قابل تجدید نظر بوده و هیچ تفاوتی در اینکه دعوا غیر مالی ذاتی و یا غیر مالی اعتباری بوده باشد.
• در مورد احکامی که راجع به متفرعات دعوا صادر می گردد در صورتی که حکم راجع به اصل دعوا قابل تجدید نظر باشد به تبع آن قابل تجدیدنظر خواهد بود.
متفرعات دعوا حقوقی به این معنا خواهد بود که علاوه بر اصل خواسته قابل مطالبه بوده و مستلزم اقامۀ دعوای مستقل نمی باشد و به صرف درخواست آن توسط ذی نفع و یا وکیل پایه یک دادگستری قابل رسیدگی خواهد بود. از جمله این متفرعات می توان به هزینۀ دادرسی، حق الوکالۀ وکلاء ، خسارات ناشی از تأخیر در ادای دین و یا عدم تسلیم خواسته، هزینۀ واخواست اسناد تجاری اشاره نمود و چنانچه در حکم نسبت به آن اتخاذ تصمیم شده باشد، اعم از اینکه خوانده محکوم به پرداخت آن شده یا خواهان در این خصوص محکوم به بی‌حقی شده باشد، قابل تجدید نظر خواهند بود. نکته ای که باید در اینجا مدنظر قرار داد این می باشد که در این خصوص تفاوتی بین دعاوی مالی و غیر مالی وجود ندارد و اینکه آن متفرعی که مورد خواسته و یا حکم قرار گرفته کمتر و یا بیشتر از سه میلیون ریال بوده باشد و حکم راجع به اصل دعوا مورد درخواست تجدید نظر قرار گرفته شده باشد است یا خیر.
هرگاه در یک پرونده ای وکیل پایه یک دادگستری مدارکی را ارائه کند یا دادگاه در مورد اظهارنظر ایشان تصمیمی را در قالب قرار گرفته باشد اگر قرار‌ها قاطع دعوا بوده باشد در صورتی که حکم راجع به اصل دعوا نیز قابل درخواست تجدید نظر باشد. ان قرار نیز قابل تجدیدنظر خواهد بود .از جمله این قرارها می توان به قرارهایی که در ماده ۳۳۲ قانون آیین دادرسی مدنی اشاره کرد که عبارتند از: قرار ابطال و قرار رد دادخواست که از دادگاه صادر شده است، قرار رد دعوا، قرار رد استماع دعوا، قرار سقوط دعوا، و قرار عدم اهلیت یکی از طرفین دعوا. در نتیجه قرارهای اعدادی یا مقدماتی به طور مستقل قابل تجدید نظر نخواهند بود.

شاید دوست داشته باشید بخوانید  مراجع رسیدگی در امور مالیاتی

اشخاصی که حق تجدید نظر دارند

طرفین دعوا یا وکیل پایه یک دادگستری که او برای موضوع مطروح در دادگاه انتخاب نموده است یا نماینده قانونی آنها که شامل وراث، وصی، قیم و انتقال گیرنده و یا مدیر شرکت محکوم علیه می‌باشند. در خصوص مدیران شرکتها، تجدید نظر خواهی مدیر یا مدیرانی مورد پذیرش قرار خواهد گرفت که مطابق رأی اصراری شمارۀ ۲۱۱۰- ۱۰/ ۱۰/ ۳۵ هیئت عمومی شعب حقوقی دیوان عالی کشور دارای حق امضاء مجاز محسوب گردند.

مهلت تجدید نظر

براساس قانون آیین دادرسی مدنی در ماده ۳۳۶ زمانی را که هر یک از اصحاب دعوا یا وکیل آنها حق خواهند داشت نسبت به حکم صادره از دادگاه حقوقی بدوی، اعتراض تجدید نظر نمایند مشخص نموده است که این مهلت برای اشخاص مقیم ایران بیست روز و برای افراد مقیم خارج از کشور دو ماه از تاریخ ابلاغ یا انقضای مدت واخواهی خواهد بود.

تجدیدنظر در امور حقوقی
تجدیدنظر در امور حقوقی

تصمیمات دادگاه تجدید نظر

• در صورتی که دادگاه تجدیدنظر ادعای تجدید نظر را مورد پذیرش قرار بدهد آن را رسیدگی و اتخاذ تصمیم می نماید و در صورتی که جهاتی را که تجدیدنظر خواه و یا وکیل پایه یک دادگستری که انتخاب نموده است ارائه کرده مورد قبول نباشد با رد درخواست و تأئید رأی بدوی ، پرونده را به دادگاه بدوی اعاده می نماید. نکته ای که بایستی مورد توجه قرار داد این است که هرگاه دادگاه تجدید نظر، رأی دادگاه بدوی را نقص کرده باشد اما نسبت به آن اظهار نظر نکرده باشد این عمل تخلف انتظامی محسوب خواهد شد.
• بازگرداندن پرونده به دادگاه بدوی به جهت نقص دادخواست یا عدم ابلاغ رأی دادگاه بدوی به اصحاب دعوا.
• صدور قرار رد دعوای بدوی امکان دارد به جهت عدم رفع نقص خواهان بدوی یا وکیل پایه یک دادگستری که او انتخاب کرده، در مهلت مقرر باشد و یا به دلیل عدم احراز سمت خواهان بدوی باشد.
قرار رد دادخواست تجدید نظر
• قرار رد دعوای تجدید نظر خواه در صورتی که سمت تجدید نظر خواه محرز نباشد.
• صدور قرار عدم استماع دعوای تجدید نظر در صورتی که رأی تجدید نظر خواسته به هر علتی قابل تجدید نظر یا قابل استماع نباشد.
• اختیار دادگاه تجدید نظر در تشخیص قرار یا حکم بودن رأی بدوی: عالی بودن دادگاه تجدید نظر نسبت به دادگاه بدوی و حق دادگاه تجدید نظر در فسخ آراء دادگاههای تالی و نیز ملاک مادۀ ۴۰۳ ق. آ. د. م مفید این معناست که دادگاه تجدید نظر در تشخیص رأی تجدید نظر خواسته اختیار مطلق دارد.
• فسخ رأی بدوی که ممکن است به علت عدم صلاحیت دادگاه بدوی باشد (مادۀ ۳۵۲ ق. آ. د. م) یا به علت مخالفت قرارهای قاطع دعوا با موازین قانونی باشد.
• عدم استماع ادعای جدید در مرحلۀ تجدید نظر.

شاید دوست داشته باشید بخوانید  بررسی نزاع دسته جمعی

منابع

برگرفته از قانون آیین دادرسی مدنی

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *