در ابتدای بحث به معانی حضانت و قیمومت می پردازیم و سپس اسباب و شراط حضانت و قیمومت و تفاوت آنان را مورد بررسی قرار خواهیم داد.


مبحث قیمومت : در اصطلاح حقوقی قیم کسی است که وظیفه تامین امور مالی صغیر یا شخصی که مستحق قیمومت است را به عهده دارد و در اصطلاح لغوی قیم به معنای سرپرست و تکیه گاه می باشد.
مبحث حضانت: حضانت به معنای مراقبت و نگهداری از طفل می باشد که بر اساس ماده1168 قانونی مدنی حضانت برای اشخاصی که صلاحیت و شایستگی آن را دارند هم نوعی حق می باشد و از جهتی دیگر نوعی وظیفه الزامی می باشد.
شرایط و آثار قیمومت:
اشخاصی که به دلایلی از جمله صغیر بودن یا مجنون بودن دارای محجوریت می باشند مشمول شرایط تعیین قیم جهت انجام امور زندگیشان می باشند و چنانچه این اشخاص دارای ولی خاص و قهری نباشند دادگاه بران آنان قیم تعیین می نماید
موانع و شرایط قیمومت :
شخصی که به عنوان قیم تعیین می گردد نباید دارای شرایط خاصی باشد که این شرایط در ماده 1231 قانون مدنی تصریح گردیده است و شامل موارد ذیل می باشد:
1. اشخاصی که خودشان تحت ولایت یا قیمومت باشند نمی توانند قیم دیگری شوند.
2. اشخاصی که به دلیل انجام جنایت یا یکی از جنحه های ذیل به استناد حکم قطعی محکوم شده باشد: جرایم سرقت‌، خیانت در امانت، کلاهبرداری، اختلاس، اعمال منافی عفت و هتک نوامیس، ورشکستگی به تقصیر،
3. اشخاصی که حکم ورشکستگی آنها صادر شده لکن هنوز عملیات ورشگستگی آنان تصفیه نشده است.
4. اشخاصی که به فساد اخلاقی معروف باشند.
5. و اشخاصی که خودشان یا بستگان طبقه اولشان دعوای حقوقی به طرفیت محجور داشته باشند.
دادگاه در تعیین قیم خویشاوندانی که صلاحیت لازم را داشته باشند بر دیگران مقدم خواهد دانست. شایان به توجه است که پدر صغیر یا مادر مادامی که شوهر نکرده باشد در صورتی که شرایط لازم را داشته باشند نسبت به سایر خویشان دارای ارجحیت می باشند البته بر اساس ماده 1233 قانون مدنی زنی که دارای صلاحیت باشد نمی تواند بدون رضایت شوهر خویش سمت قیمومت را بپذیرد.

شاید دوست داشته باشید بخوانید  بررسی پرونده ترک انفاق

نحوه تعیین قیم :
با عنایت به موارد فوق الذر حسب مورد برای اشخاصی که محجوریت آنان به اثبات رسیده باشد و دارای ولی خاص نباشند قیم تعیین می گردد و بر مبنای ماده 48 قانون امور حسبی مبحث قیمومت در صلاحیت دادگاه شهرستانی می باشد که محل اقامت محجور در آنجا واقع شده باشدو چنانچه محجور در ایران سکونت نداشته باشد دادگاهی که در محل سکونت محجور واقع شده است صالح به رسیدگی می باشد یا از طریق مراجع کنسولی اقدامات لازم ارجاع می گردد .

درباب وظایف قیم:
بر اساس قوانین قیم در اداره امور و دخل و تصرف نسبت به اموال منقول محجور دارای اختیار می باشد لکن در امور اموال غیر منقول محجورمی بایست اقدامات و دخل تصرفات خویش را با اجازه دادستان انجام نماید. بر اساس ماده 1235 قانون مدنی وظیفه مواظبت از شخص مولی علیه و همچنین نمایندگی قانونی او نسبت امور مربوط به اموال و حقوق مالی اوبه عهده قیم می باشد.
لازم به ذکر است یکی از مواردی که قیم موظف به رعایت آن می باشد این است که قیم می بایست در اداره امور مربوط به قیمومیت مصالح و غبطه محجور را رعایت نماید در غیر این صورت دادگاه نسبت به عزل قیم و تعیین قیم جدید اقدام می نماید. همچنین از دیگر وظایف قانونی قیم می توان به ماده 1236 قانون مدنی اشاره نمود که بیان می دارد قیم می بایست قبل از مداخله در امور مالی محجور لیست جامعی از کلیه دارایی محجور تهیه نموده و ممضی به امضای خویش داشته و برای دادستانی که مولی علیه در حوزه آن سکونت دارد ارسال نماید و بر این مبنا دادستان یا نماینده او نسبت به میزان دارایی محجور اقدامات لازم را به عمل می آورند.

شاید دوست داشته باشید بخوانید  دعاوی کیفری و تحلیل پرونده کلاهبرداری

برخی از موارد عزل قیم:
بر اساس ماده 1248 قانون مدنی چنانچه شرایط ذیل احراز گردد قیم از جانب دادگاه عزل می گردد:
1. چنانچه احراز گردد که قیم دارای صفت امانت داری نمی باشد.
2. چنانچه شخص قیم مرتکب جنایات مصرح در ماده فوق گردد.
3. چنانچه قیم به هر علتی محکوم به حبس شده باشد و به این دلیل توانایی اداره امور محجور را نداشته باشد.
4. چنانچه قیم دچار ورشکستگی گردد.
5. چنانچه عدم لیاقت و شایستگی قیم در مورد اداره اموال محجور به اثبات برسد.

نویسنده:حسین رسولی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *