پیدایش شغل وکالت و ظهور تمدن بشری به همراه هم بوده است و از همان زمانی که انسان ها زندگی اجتماعی در کنار یکدیگر را بنا نهادند ضرورت وجود داور برای حل و فصل اختلافات را دریافته بودند. از همین رو گفته می‌شود که از همان زمان پیدایش تمدن های اولیه در عراق و ایران و مصر، شغل وکالت اگرچه به نام های دیگر، ولی وجود داشته است.

بعد ها در یونان نیز شغل وکالت پیدا شد و به حدی وسعت یافت که به صورت حرفه مخصوصی درآمد و اولین مدرسه وکلای دادگستری در آتن تاسیس شد. در ادامه حرفه وکالت به کشور رم وارد، و پس از توسعه تدریجی قوانینی نیز برای آن وضع شد. با تبدیل شدن جمهوری رم به امپراطوری رم کشیشان وارد عرصه شده و کار وکلا را محدود کردند تا با این روش از احترام وکلا بکاهند ولی در عمل نتیجه دیگری به دست آمد و خود کشیشان نیز علاقه مند به حضور در این مسند شدند. در این عصر بود که به وکلا اجازه داده شد در صورت تمایل وارد مرحله قضاوت هم بشوند. در ادامه گسترش حرفه وکالت، لویی نهم در فرانسه به وکلا اجازه تاسیس تشکیلات و سندیکایی مخصوص را برای خود داد و پس از آن فیلیپ دوبوالوا این حرفه را مشخص تر کرده و قوانینی برای آن به وجود آورد. در سال ۱۳۴۴ میلادی پارلمان فرانسه به میدان آمد و مقرراتی برای وکلای دادگستری تصویب کرد. در عین حال بسیاری از قوانین مربوط به وکلای دادگستری به وسیله سندیکای خود آن ها مقرر می‌شد از جمله قوانین مربوط به مجازات و تادیب اعضای سندیکا.

شاید دوست داشته باشید بخوانید  ارث و شرایط حقوقی آن

در ادامه گسترش حوزه وکالت بسیاری از زمامداران از حرفه وکالت دادگستری و افراد شاغل در این حوزه خوششان نمی‌آمد و با وضع قوانین مختلف سعی در محدود کردن وکلای دادگستری می‌کردند. به عنوان مثال ناپلئون این اختیار را به رئیس قضات فرانسه داد که هر وکیلی که دلش خواست را از کار بر کنار کند و مجوز آن را باطل کند. ناپلئون وکلا را مجبور به ذکر حق الوکاله خود در وکالتنامه کرد و حضور وکیل در جلسه دادگاه را غیرضروری اعلام کرد. با این حال این حرفه و افراد شاغل در آن احترام و جایگاه خود را دوباره به دست آوردند به طوری که امروزه وکلا در اکثر کشورهای دنیا مجمع هایی مستقل دارند و بر اعضای خود نظارت می‌کنند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *