بررسی دعوای صلح

بررسی دعوای صلح : صلح در اصطلاح لغوی در معنای آشتی و دوستی و سازش آمده است و در اصطلاح حقوقی به معنای تراضی و یا توافق بر امری که می تواند تملیک عین یا منفعت یا اسقاط دین یا حقی باشد و برای اینکه این عقد صحیح باشد طرفین باید اهلیت معامله و تصرف در مورد آن را داشته باشند در صورتی که شخصی بر امر غیرمشروعی صلح کرده باشد و بعد از آن اختلافی پیش آید و از طریق وکیل در این خصوص در دادگاه طرح دعوا مطرح شده باشد دادگاه صلح مورد نظر را به دلیل غیرمشروع بودن نخواهد پذیرفت و حکم به رد صلح مربوطه می دهد. این عقد از جمله مواردی است که علم اجمالی به موضوع آن کفایت می کند ولی این اجمالی بودن در نهایت باید منجر به علم کامل در این خصوص گردد.

عقد صلح با انکار دعوی نیز جایز خواهد بود بنابراین درخواست صلح، اقرار محسوب نخواهد شد. هرگاه کسی ادعای حقی را داشته باشد و دیگری اقرار به آن حق نموده است دعوی ایجاد نخواهد شد در حقیقت دعوی زمانی تحقق پیدا می¬کند که طرف مقابل انکار نموده باشد.

بررسی دعوای صلح
بررسی دعوای صلح

اقسام صلح

۱٫ صلح به منظور رفع تنازع (صلح دعوی): صلح در زمانی که تنازعی رخ می دهد نیز امکان¬پذیر می باشد هرگاه وکیل حقوقی شخصی در دادگاه حضور داشته باشد و دادگاه بخواهد به جهت رفع تنازع از صلح استفاده کند ابتدا به طرف مقابل و وکیل پیشنهاد صلح خواهد داد . در نتیجه براساس ماده ۷۵۲ قانون مدنی موضوعی را که طرفین اختلاف دارند و مورد نتازع است از این طریق پایان می¬یابد.
۲٫ صلح در مقام معامله: هرگاه صلحی در مقام جایگزینی در عقد دیگری بوده باشد باشد به آن صلح در مقام معامله می¬گویند.
۳٫ در صورتی که در عقد صلح عوضی را که در نظر گرفته اند نابرابر و ناچیز بوده باشد عقد صلح محاباتی خواهد بود.
نکته قابل توجه در این است که در عقد صلح می‌توان شرطی را به نفع شخص ثالث نمود. هرگاه شخصی با شخص دیگری درباره موضوعی صلح کرده باشد و بر این اساس شرطی مبنی بر اینکه یکی از طرفین کاری را به نفع شخص ثالث انجام دهد نیز شده باشد این مورد صلح به نفع ثالث خواهد بود و در صورت اختلاف ذی نفع خود یا به وسیله وکیل این اختیار را دارد که به دادگاه برای احقاق حق خود مراجعه کند.

شاید دوست داشته باشید بخوانید  شروط باطل در ضمن عقد

همچنین می‌توان شرط کرد که منافع چنین شرطی پس از شخص ثالث به ورثه او نیز انتقال پیدا کند. عقدی که به این طریق منعقد می‌شود با ورشکسته شدن متعهد فسخ نمی‌شود، مگر آن که در عقد صلح چنین شرطی شده باشد و در صورت قید نشدن چنین شرطی، کسی که در چنین عقدی به نفع او شرط شده است در ردیف سایر طلبکاران ورشکسته قرار خواهد گرفت و سهمی از اموال به او می‌رسد.

هر گاه کسی مالی را با عقد صلح تملیک کرده باشد و بعد از آن معلوم گردد که در زمان وقوع صلح مال از بین رفته باشد در صورتی که ذی نفع به دادگاه حقوقی مراجعه کرده و وکیل او به چنین موضوعی اشاره کرده باشد قاضی حکم به بطلان عقد خواهد داد.
نکته دیگری که در چنین عقدی وجود دارد این است که مفاد صلحی که در دادگاه یا شوراهای حل اختلاف انجام می¬گیرد نسبت به طرفین، وراث و قائم‌مقام قانونی آنها نافذ و معتبر خواهد بود و همانند حکم دادگاه به اجرا در¬خواهد آمد . در صورتی که صلح به موجب سند رسمی صورت پذیرفته باشد و شخص خود یا به وسیله وکیل که انتخاب کرده است در دادگاه ارائه کند موجب ختم رسیدگی در دادگاه خواهد بود و قوانین مربوط به اجرای مفاد اسناد لازم‌الاجرا نسبت به آن جاری می شود.

فسخ عقد صلح
فسخ عقد صلح

فسخ عقد صلح

ماده ۷۶۰ قانون مدنی بیان می دارد که عقد صلح همیشه به صورت عقدی لازم می باشد هر چند در مقام عقد جایز واقع گردیده شده باشد و به هم نخواهد خورد مگر در مواردی که فسخ به خیار یا اقاله شده باشد.  براساس ماده ۷۶۰ قانون مدنی فسخ صلح به ۲ صورت خواهد بود:
در این عقد نیز به مانند سایر عقود لازم خیارات در آن امکان¬پذیر خواهد بود . طبق ماده ۴۵۶ قانون مدنی تمام انواع خیارات نسبت به تمامی عقود وجود دارد مگر خیار مجلس، حیوان و تاخیر ثمن که مخصوص بیع خواهد بود.

شاید دوست داشته باشید بخوانید  دعاوی کیفری و مرور زمان

نکته قابل توجه در مبحث عقد صلح این است که هر چند قانون مدنی در ماده ۷۶۴ درباره صلح، فقط از خیار تدلیس نام برده است و می‌گوید: «تدلیس در عقد صلح موجب خیار فسخ است» ولی منافاتی با استفاده سایر خیارات نخواهد داشت بلکه طرفین برای پنهان کردن اموری که حقیقت دارند چون از این عقد بیشتر استفاده می کنند لذا قانونگذار خیار تدلیس را در عقد صلح بیشتر مدنظر قرار داده است.
با توجه بر اینکه افراد از اراده آزاد برخوردارند و هرگونه تصرف و تصمیمی را در مورد امور خود می توانند بگیرند و همچنین بر طبق ماده ۲۸۳ قانون مدنی بعد از معامله طرفین اختیار دارند که با تراضی آن را اقاله کنند.

در نتیجه اگر در مورد صلحی که بین دو نفر متعقد شده است اختلافی حاصل گردد و دعوایی مطرح شود و طرفین یا وکیل آنها به تراضی و با استناد به اینکه عقد صلح یکی از انواع معاملات است و قواعد و مقررات در مورد معاملات در این عقد هم رعایت می گردد می‌توانند بر طبق مقررات مربوط به اقاله، آن را به تراضی تفاسخ نمایند.

در پایان بایستی معروض دارم که عقد صلح به صورت فرعی می‌تواند به جای عقودی همچون عقد بیع (انتقال عین به عوض معلوم)، عقد اجاره (انتقال منفعت به عوض معلوم)، عقد عاریه (انتقال منفعت بدون عوض)، هبه (انتقال مالکیت بدون عوض معلوم)، ابراء (اسقاط دین) قرار گیرد ولی چون موضوعات مربوط به این نوع از عقد دارای مفاهیم تخصصی و رعایت موارد حقوقی آن نیازمند تجربه می باشد برای امور مربوط به صلح اعم ار انعقاد عقد و یا دعوای حقوقی که پس از آن حادث می گردد مراجعه به یک وکیل نه تنها باعث سریعتر شدن در روند رسیدگی در دادگاه را فراهم می کند بلکه موجب می شود که درصد موفقیت در آن پرونده افزایش کند و بهترین نتیجه اخذ گردد.

منابع:
برگرفته از قانون مدنی در نظم حقوق کنونی از دکتر کاتوزیان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *